تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


سوسک عاشق...  

سبزه ها خنکای دلنشینشان را به روی پوستم می لغزاندند و من گونه ام را برای این احساس دلنشین بیشتر به سبزه ها می چسباندم موهای کوتاهم تا گردن می رسید و آفتاب نشسته روی من یوگا می کرد.
تا اینکه  سوسک تپل سیاه رنگی که شاخه گلی را روی شاخه هایش حمل می کرد به طرفم آمد.دستانم باز بود و او آرام روی دست بازم راه می رفت  و حالتی از حجب و حیا داشت. نزدیک گونه ام آمد خودش را به گونه ام چسباند و گل را با تلاش زیادی روی موهایم گذاشت و رفت. 
اینبار راه رفتنش آنقد

ادامه مطلب  

يه روز مدرسه اي ... شايد اول دبستان شايدم دوم....  

خونه ی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه گیاه و سبزه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره كنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره دشتاش پرازبوی گل اینجا همش بهاره دل وقتی مهربونه شادی میاد می مونه خوشبختی از رو دیوار سر میكشه توخونه خوی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره خونه ی مادر بزگه گیاه و سبزه
فشار زیادی به مغزم میارم جزییات یادم مونده رو می

ادامه مطلب  

شعر متفاوت حافظ  

چون باده غم چه بایدت جوشیدن                  بالشگرغم چه بایدت کوشیدن
سبز است لبت ساغر ازو دور مدار                 می برلب سبزه خوش بود نوشیدن
 
                                                                                                      *حافظ*

ادامه مطلب  

هفت سین ۹۵  

 
 
 
 
می رسد از دوستان هر سال صدها یادگار 
عشق بی سامان ، دلِ پر درد ، جانی پر غبار 
 
مثل سیر و سرکه می جوشد دلم از بعد تو 
شهر غرق سبزه و سنبل ، دل من بی قرار ... 
 
سکه ام افتاده از ارزش در این بازار و من 
مثل ماهی های قرمز سهمِ تنگم هر بهار!
 
کاش آدم سیب را پس می زد از دستان عشق
تا گذار ما نمی افتاد کوی انتظار ... 
 
کوله بار خسته اش را بر زمین انداخت شعر 
هفت سین را شاعر بی عید می خواهد چه کار؟! 
 
سها حیدری
 
 
 
 
 
 
پ.ن: سال نو مبارک یار جان ... 

ادامه مطلب  

تپیدن  

گفتی که در جنوب
شیر آب را باز می‌کنیم
و بر جنازه دریا دمام می‌زنیم
گفتی
گفتی که از زیر کتاب رد شدیم
با لکه‌های خون در مستطیل سرخ
پیچیده در پرچم بازگشتیم
 
گفتی یکی بگوید به ما چیزی بگویید
ما که سبزهسبزه در این جلگه پوست‌مان را شکافتند
و آن انار قرمز را دانه‌دانه بر سفره‌های‌شان که لزج
از نفتِ خام و گاز و ذرات معلق در خضراء
و آن‌چه در هوای ما بود نوشیدند
 
هوای ما را کسی اگر داشت جز جِت‌های جنگنده و موشک
و پشتِ ما را کسی اگر داشت جز دشنه
و

ادامه مطلب  

اقدام پژوهی  

به نام خدا
نام ونام خانوادگی : امین آفتابی چورسی                                 تاریخ : 17/9/93
موضوع :اقدام پژوهی
توصیف وضعیت موجود(تشخیص مسئله)
رضا دانش آموز پایه پنجم-پسر یازده ساله ای كه قدی متوسط داشت با چهر ه ای سبزه و چشمانی تیز. نه درس می خواند ، نه اخلاق خوبی داشت. و در خانواده ای آسیب پذیر زندگی می كرد. پدر و مادرش از هم جدا شده بودندوبا پدرش زندگی می کرد.

ادامه مطلب  

فیلم تلقین  

  خلاصه داستان :«کاب» یک دزد ماهر در استخراج اسرار ارزشمند مورد نیاز مراکز مرموز است. توانایی او در این است که هنگامی که دیگران در خواب هستند و ذهنشان در آسیب پذیرترین وضعیت است ، اسرار کلیدی آنان را از درون رویاهایشان ربوده و در دنیای بیرون از خواب ، این اسرار را به خریداران متقاضی عرضه می کند. اما همین امر او را به یک خلافکار فراری تبدیل کرده و باعث شده است نزدیکترین کسانش را در این راه از دست بدهد. اکنون به کاب فرصتی برای آزادی پیشنهاد می ش

ادامه مطلب  

 

هی سعی میکنم ظاهرو حفظ کنم،ادا در آرم حتی اینقد که بالاخره،یه روزی،این ادا،این ظاهر،این پوشش تو قلبم راه پیدا کنه.
دلم میخواد خوب باشم
اما نیستم،اما مایه ی شرمندگی ام..
اینقد که روزیم نبود راهم بدین
سال پیش خیلی،خیلی مطمءن بودم امسالم میام،کلی فکر و خیال کرده بودم،کلی نقشه کشیده بودم،..ولی حتی یه دهم اشم نشد
میدونم که تقصیره خودمه
پ.ن:امسال محرم و اربعین خیلی به یاد آقاجون بودم،خیلی خودمو مدیونشون میدونم،این علاقه،این کشش،این دید مثبت به

ادامه مطلب  

موسسه کاریابی رستم خانی/ایش کاغاذی/کارنما/job paper/شماره 1956/ سه شنبه 18/8/95  

فرصت های شغلی را در ادامه مطلب ببینید
  به کانال کاریابی رستم خانی در تلگرام بپیوندید :
 telegram.me/karyabirostamkhani (قبل از کلیک، حتما تلگرام شما آپدیت شده باشد.)
فرصت های شغلی را میتوانید در سایت زنجان کار www.zanjankar.ir نیز مشاهده نمایید.
برای معرفی به مشاغل مناسب و معتبر در کاریابی رستم خانی ثبت نام نمایید :
سبزه میدان - پاساژ سبزه میدان - طبقه همکف - پ 6 - تلفن 33360611

ادامه مطلب  

موسسه کاریابی رستم خانی/ایش کاغاذی/کارنما/job paper/شماره 1954/ یک شنبه 16/8/95  

فرصت های شغلی را در ادامه مطلب ببینید
  به کانال کاریابی رستم خانی در تلگرام بپیوندید :
 telegram.me/karyabirostamkhani (قبل از کلیک، حتما تلگرام شما آپدیت شده باشد.)
فرصت های شغلی را میتوانید در سایت زنجان کار www.zanjankar.ir نیز مشاهده نمایید.
برای معرفی به مشاغل مناسب و معتبر در کاریابی رستم خانی ثبت نام نمایید :
سبزه میدان - پاساژ سبزه میدان - طبقه همکف - پ 6 - تلفن 33360611

ادامه مطلب  

موسسه کاریابی رستم خانی/ایش کاغاذی/کارنما/job paper/شماره 1955/ دو شنبه 17/8/95  

فرصت های شغلی را در ادامه مطلب ببینید
  به کانال کاریابی رستم خانی در تلگرام بپیوندید :
 telegram.me/karyabirostamkhani (قبل از کلیک، حتما تلگرام شما آپدیت شده باشد.)
فرصت های شغلی را میتوانید در سایت زنجان کار www.zanjankar.ir نیز مشاهده نمایید.
برای معرفی به مشاغل مناسب و معتبر در کاریابی رستم خانی ثبت نام نمایید :
سبزه میدان - پاساژ سبزه میدان - طبقه همکف - پ 6 - تلفن 33360611

ادامه مطلب  

موسسه کاریابی رستم خانی/ایش کاغاذی/کارنما/job paper/شماره 1958/ پنج شنبه 20/8/95  

فرصت های شغلی را در ادامه مطلب ببینید
  به کانال کاریابی رستم خانی در تلگرام بپیوندید :
 telegram.me/karyabirostamkhani (قبل از کلیک، حتما تلگرام شما آپدیت شده باشد.)
فرصت های شغلی را میتوانید در سایت زنجان کار www.zanjankar.ir نیز مشاهده نمایید.
برای معرفی به مشاغل مناسب و معتبر در کاریابی رستم خانی ثبت نام نمایید :
سبزه میدان - پاساژ سبزه میدان - طبقه همکف - پ 6 - تلفن 33360611

ادامه مطلب  

موسسه کاریابی رستم خانی/ایش کاغاذی/کارنما/job paper/شماره 1957/ چهارشنبه 19/8/95  

فرصت های شغلی را در ادامه مطلب ببینید
  به کانال کاریابی رستم خانی در تلگرام بپیوندید :
 telegram.me/karyabirostamkhani (قبل از کلیک، حتما تلگرام شما آپدیت شده باشد.)
فرصت های شغلی را میتوانید در سایت زنجان کار www.zanjankar.ir نیز مشاهده نمایید.
برای معرفی به مشاغل مناسب و معتبر در کاریابی رستم خانی ثبت نام نمایید :
سبزه میدان - پاساژ سبزه میدان - طبقه همکف - پ 6 - تلفن 33360611

ادامه مطلب  

موسسه کاریابی رستم خانی/ایش کاغاذی/کارنما/job paper/شماره 1960/ یک شنبه 23/8/95  

فرصت های شغلی را در ادامه مطلب ببینید
  به کانال کاریابی رستم خانی در تلگرام بپیوندید :
 telegram.me/karyabirostamkhani (قبل از کلیک، حتما تلگرام شما آپدیت شده باشد.)
فرصت های شغلی را میتوانید در سایت زنجان کار www.zanjankar.ir نیز مشاهده نمایید.
برای معرفی به مشاغل مناسب و معتبر در کاریابی رستم خانی ثبت نام نمایید :
سبزه میدان - پاساژ سبزه میدان - طبقه همکف - پ 6 - تلفن 33360611

ادامه مطلب  

موسسه کاریابی رستم خانی/ایش کاغاذی/کارنما/job paper/شماره 1959/ شنبه 22/8/95  

فرصت های شغلی را در ادامه مطلب ببینید
  به کانال کاریابی رستم خانی در تلگرام بپیوندید :
 telegram.me/karyabirostamkhani (قبل از کلیک، حتما تلگرام شما آپدیت شده باشد.)
فرصت های شغلی را میتوانید در سایت زنجان کار www.zanjankar.ir نیز مشاهده نمایید.
برای معرفی به مشاغل مناسب و معتبر در کاریابی رستم خانی ثبت نام نمایید :
سبزه میدان - پاساژ سبزه میدان - طبقه همکف - پ 6 - تلفن 33360611

ادامه مطلب  

موسسه کاریابی رستم خانی/ایش کاغاذی/کارنما/job paper/شماره 1953/ شنبه 15/8/95  

فرصت های شغلی را در ادامه مطلب ببینید
  به کانال کاریابی رستم خانی در تلگرام بپیوندید :
 telegram.me/karyabirostamkhani (قبل از کلیک، حتما تلگرام شما آپدیت شده باشد.)
فرصت های شغلی را میتوانید در سایت زنجان کار www.zanjankar.ir نیز مشاهده نمایید.
برای معرفی به مشاغل مناسب و معتبر در کاریابی رستم خانی ثبت نام نمایید :
سبزه میدان - پاساژ سبزه میدان - طبقه همکف - پ 6 - تلفن 33360611

ادامه مطلب  

هوش ، معصوميتي بي غبار  

نمیدانم معصومیتش بود كه چنین 
هیچ چیز را رها نمیكند 
معامله گر قهاریست
هر آنچه را به سراغش بیاید
شاید
به همزاد آن
مادر آن
یا زنده كننده و میراننده آن
میسپارد
هوش پاك را به احساس میسپارد
علم را به علم پیشكش میكند
سبزه را به سبز نشان میدهد
درخت را به استقامت وا میگذارد
باد را به نوازش میایستد
از سپردن درد به دوست بی محابا
لبخند را به اندیشه نشان میدهد
ترس را به بازگشت ترجیح نمیدهد
حتی پلی از آن میسازد
از فرار راهی برای رسیدن
بی  هیپنوتیزم قلب ر

ادامه مطلب  

عبدالعلی ادیب برومند  

به کوره راه تعلّق هزار پیچ وخم است کسى که مى نشود گم به نیمه راه، کم است کنار آب روان چون تو همدمم باشى گذشتِ عمر گرش حاصلى ست، این دو دم است به یاد خاطره ها با تو در کنارة رود مرا دو دیده چو دامان ابر پر ز نَم است در انتظار، مرا بیش از این ملول مخواه که این به مذهب عشّاق، بدترین ستم است به سان سبزه که روییده شد به دامن کوه چه خارهاست به پاى دلم که کوه غم است کَرَم نما و به دیدار خود دلم خوش دار که دلنوازى محبوب، بهترین کَرَم است سر از قدم نشناسم ز

ادامه مطلب  

اره خود را تیز کردم  

سفر خوبی بود جای همه دوستان خالی به خصوص ساکنان تهران و کرج که از دودودم شهر کلافه و خسته اند. جای شما خالی دریا خوب بود و سلام رسوند . اولین دسته ی مه لایه لایه شب هم همینطور . جنگل رنگی اسمان ابری رود خروشان و بوی شمال سلام رسوندند سبزه های لای چمن ساحلی هم انهاییکه روی زمین بودند هم اونهایی که توي سبد مرد ماهیگیر انباشته شده بودند و میگفت این سبزی رو به شامی میزنند و میخورند حتی پونه لب رودخانه هم سلامرسوند و یا شکوفه الوچه که ناباورانه از دل

ادامه مطلب  

گلشن ها..  

تا کی به تو گفتن ها...از تو نشنیدن ها
غم هاست درون من...عمریست ندیدن ها
 
یک عمر تو را دیدم ....تا کی تو نمی گویی
سخت است به یک لحظه...یک عمر نگفتن ها
 
سخت است که می گویم...این غصه ی در دل را
تو گم شده ای در من...من گم شده در من ها
 
هر روز در این دنیا....دنبال تو می گردم
تو هستی و پیدایی...در سبزه و گلشن ها
 
هر چند نمی دانم...احساس تو از من چیست
در عمق دلم هرشب...راهیست به روشن ها...
                                                                 ر ح ی م...

ادامه مطلب  

نباش لطفا:))  

به نام خدا
.
دارم به این فکر میکنم من چقد راحت تر با تلویزیونِ خاموش و یِ خونه یِ ساکتِ بی تو میتونم زندگی کنم، سعی کن دیر به دیر بیای لطفا:))
پانوشت: جورری نباشید که تو نبودتون به آدم بیشتر خوش بگذره
انقدر تو حاشیه ی زندگی و این زرق و برقا نباشید، دل آدما مهمتر از لباساتون و وسایلتونه و خیلی چیزای دیگه س
و صداهای خوب دارند میخوانند: 
ای شرقی غمگین، چه سخته بی تو مردن، سخته به ناچاری، به دندون لب فشردن
سخته توي مرداب، گل تنهایی کاشتن، اما مجالی

ادامه مطلب  

روزی که رفت  

 
اینم از اربعین.
راستش کار بخصوصی نکردیم، جز استراحت!
دیشب، یکی قفل در حیاط رو، دااااااااغون کرده بود!
یکبار صبح رفتم سراغ درست کردنش، همه بسته بودند.
عصر هم یک دور زدم، باز همه بسته بودند!
نشستم دو تا قفل رو کردم تو هم و، یک قفل نو از توش در آوردم!
حس می کنم یکی، داره شیطنت می کنه.
اینکه اول دوربین ها مونو می دزدند، بعد یکی میاد و اینجوری قفل رو چرخ می کنه تو هم،
به نظرم یک نفوذ یواش یواش باید حساب بشه!
نمی دونم
حضرت علی می گه امنیت، نعمتی است که

ادامه مطلب  

حرفای دلم  

بعد چند روز وای فا وصل شد بدون نت چقدر سخته سخترشم بدون همسرت شبانه روز تو خونه بودن احمد چند روزه رفته صحرا  زمین کاشتن و من همش خونه تنهام خیلی سخت میگذره بهتره بگم اصلا نمیگذره 
یه ماه دیگه احمد میره سربازی اون موقع چطور میخوم تحمل کنم خداااااااااااا
من خودم خواستم زودتر به احمد برسم و از قدیممگفتن خود کرده را تدبیر نیست  پس بخاطر عشقمون بخاطر سختیایی که برا بهم رسیدن کشیدیم تحمل میکنم 
راستی ماشین خریدیم  اونم چی باورتون نمیشه پیکان اخ

ادامه مطلب  

من و علی 9  

سلام:)
ساعت 12 ظهر گشنه از دانشگاه سرازیر شدم سمت خونه :) علی زنگ زد و گفت دارم میام خونه یه استراحت کنیم بریم خرید .... یعنی شاخام داشت در می اومد توي این مدت اولین بار بود فکر کنم مرخصی میگرفت ... گفتم ناهار خوردی گفت نه! از دیشب هرچی مونده باشه میخورم ( فدای این اخلاق قانعش شدم !) دیگه رسیدم خونه دیدم غذا خیلی کمه و سیر نمیشه تازه خودمم گشنه بودم سریع سینه مرغ گذاشتم بیرون و یخ زدایی کردم و تیکه تیکه اش کردم خوابوندم تو سس سویا و تو این فاصله سیب زمی

ادامه مطلب  

رویاهامون الهی کام ترو  

آخ که چه تابستان شلوغی...اشتباه کردمبه عبارت ساده تر همان غلط کردم خودمان...چند کار همزمان قبول کردم ،چند پروژه سنگین که از قضا طواتنی و کش دار شندشان بیشتر حالم را بد کرد.باشگاه رفتن و تمرین کرد را به تعطیلی کشاند...اینقدر دلم میخواست بیام و از اتفاق های ساده اینجا بنویسم...بنویسم که تولدم را رفتیم باغ نگارستان توي یک فضای رمانتیک افطار کردیم.شخص آمد و اذان گفت و دلم هری ریخت...از اذانی که بانگ باشد زیاد خوشم نمی آد و توان شنیدنش را ندارم اما اذا

ادامه مطلب  

 

بالاخره یه نوروز جدید تو راهه و هرکی تو فکـر هفت سین خودشه…
بعضیا هفت سینشون “سنجد “و “سیر” و “سماق” و
“سرکه” و “سیب” و “سبزه” و “سوسن“ه
.
.
بعضیا هفت سینشون “سکه “و “سانتافه “و “سفر خارج “و
“سونا “و “سگ جیبی” و “ساختمون آنچنانی” و “سرمایه ها“شونه.
.
بعضی ها هفت سینشون “ساختمون نصفه کاره” و “سقفایی که چکه می کنه“
و “سکه های پول خورد واسه خرید نون” و “سبد های خالی” و
“سیاهی دود هیزم” و “سرمای تنشون” و “سیلی سرخ صورتشون“ه
.

ادامه مطلب  

سنگین ُ مردآنه ...  

سبک ایستادن خودش را دارد ؛ ژست گرفتن خودش را . 
قدم زدن و حرف زدن خودش را . 
آنقدر شایسته ی ریاست ُ قابل احترام بودن است که همه را زیر دست خودش دارد ... 
سوییشرت که می پوشد یک جور مردانه و موقر می شود؛ پولوشرت که می پوشد یک جور ؛ ژیله و کت و شلوار هم یک جور ... 
حلقه ُ ساعتش را که دست می کند من نفسم در سینه حبس می شود از بس این اسارت حلقه میان انگشتانش کشنده است ... 
موهایش را بالا بزند یک جور جان به لب می کند کنار که بزند یک جور ... 
تی شرت که می پوشد یک م

ادامه مطلب  

376  

 
تو هم، همرنگ و همدرد منی ای باغ پاییزی دل هر گلبنت از سبزه و گلها تهی مانده و دست بینوای شاخه هایت خالی از برگ استتنت در پنجه مرگ استمرا هم برگ و باری نیستز هر عشقی تهی ماندمنگاهم در نگاه گرم یاری نیستتو از این باد پاییزی دلت سرد است و طفل برگها را پیش چشمت تیر باران میکند پاییزکه از هر سو چو پولکهای زرد از شاخه میریزندتو میمانی و عریانی تو میمانی و حیرانی
از : مهدی سهیلی
 

ادامه مطلب  

روایت من_تکلیف 2  

روایت من_تکلیف دواز قرار جمعه ها رو باید با ترس و لرز تموم کنم چون اول هفته رو باید با کلاس این مرد سبزه شروع کنم .با هر زحمتی که بود صبح زود از خواب بلند شدم و داشتم خودمو اماده میکردم یهو سرم خورد به کمد و دنیا تو نظرم تار شد و یه اهی کشیدم فقط مونده بود یه مرد گریه کنه .با هر اکراهی که بود خودمو رسوندم به کلاس هیشکی نیومده بود اولین نفر رسیدم .کم کم اصحاب کهف داشتند از خواب پا میشدند و کلاس تا حدودی پر شده بود یه دفعه صاحبش اومد ،بر پا رو رفتیم و

ادامه مطلب  

نسیم صبحگاهی در بهاران بود  

نسیم صبحگاهی در بهاران بود
به گندم زار نظر کردم هزاران درآن بود
چه صبح گلبوته سرخ شقایق بوته گندم
که همچون موج دریا رقص جانان بود
میان بوته ها پروانه پر می زد
که شبنم روی گل چون اشک گریان بود
ز آن باد خنک سرزنده می گشتیم
نگاه بر سبزه های باغ و بوستان بود
که در سر سبزی و مستی بود ش نغمه بلبل
عجب آ رامشی در آن گلستان بود
به هر صبح دل انگیز گله ها می رفت
بگوش مردمان آ واز چوپان بود
شیدائی و دلتنگی می نالید
همیشه  در گلو بغض ولی در لب خندان بود
صدای کر

ادامه مطلب  

صد و هفتاد و پنج  

وقتی که مرد همه ی دانشگاه مات و مبهوت بودن آخه اینجا دخترونه س!و همه حتی شده به قیافه همو میشناسیم،مخصوصا اینکه هم رشته ای بودیم!من یادم نبود!اصلا انگار نمی شناختمش!انگار نه انگار همکلاسی دوستم بود!هر قدر بچه ها می گفتن سین ف جان!فلانیو یادت نمیاد که اله بود و بله بود؟و جوابم فقط یه سر تکون دادن و نگاه کردن مبهم بود!کم کم نمازخونه سیاه پوش شد و همکلاسیاشومیشد از روسری،و مانتو های مشکی از بقیه تفکیک کرد! خیلی دلم سوخت که آخر نفهمیدم کدوم عزیزی

ادامه مطلب  

 

آسمان ببار
وقت باریدن است
هوای تو هم همچون هوای دلم ابری و بارانی است
اما بعد  بارش باران
رنگین کمانی درخواهد آمد
رنگ رنگ
زیبا
خیال انگیز
و من بر قوس رنگی زیبایش
فقط نام یک نفر را می نویسم
و ان را به اسمان می سپارم
تا همه جا را زیبا و رنگی کند .
عطر ترنم وجودش همه جا را آکنده از بوی خوش می کند
و من آمدن بهار در پاییز را مژده میدهم
به درختان
 به گلها
به سبزه ها
به قلب فسرده این تن رنجور
اما نه
این تن محبوب
من تازه خودم را یافتم
می دانم سرزنش گناهکار

ادامه مطلب  

نمیخوام!  

من هیچی بلد نیستم,هیچی... ی دختره خل ه شیطون ه مغرورم ک هیچی بلد نیست و فقط آدمای دور و برشو پر میده.. رفتم پیج دوس دختر محمد,انصافا و وجدانا دختره سبزه تیره تیره س,دماغش کشیده و بزرگه اما ب خودش میرسه,از محمدم بزرگتره ها ولی رفتم دیدم کاری کرده ک واسش تند تند چیز میز کادو خریده,ی ساعت خریده برده واسش با دوتا حلقه بعدم نوشته ماهگردمون مبارک! 
عکسای محمدو رو پروفایلش تو تلگرام میزاره! این دختر ننه بابا نداره؟ نداره ک بگن اینا عکسای کیه گذاشتی؟ حال

ادامه مطلب  

سخنرانی بخشدار شال در مراسم یوم الله 13 آبان  

مصطفی آقاعلی بخشدار شال : برای گذشت از این پیچ تاریخی نیاز به کاشتن بذر امید وهمدلی و وفاق ملی
هستیم چراکه ملت همدل دولت قدرتمند راتشکیل می دهد .
 
مصطفی آقاعلی بخشدارشال در مراسم 13 آبان ضمن گرامی داشتن یادوخاطره شهدا و همچنین آرزوی
سلامتی وتوفیق برای مقام معظم رهبری ودولت مردان دولت تدبیروامید اظهار داشتند:13 آبان یادآور
روزهای تلخ وشیرین برای انقلاب اسلامی است و13آبان 43 سرآغازشناخت رهبریت دینی و13آبان 57
موجب شناخت پستی وخواری رژیم پهلوی

ادامه مطلب  

دوباره  

 


باران، تنها از ابرهای تیره میریزد، هر چه آسمان دلتنگ تر، باران تندتر. و پس از آن زلالی طربناک آسمان و زمین. ابر می بارد، خالی می شود و از او هیچ نمی ماند. هیچ. محو می شود به ظاهر. اما پس از آن در همه جا خواهد بود: جویی خواهد شد به سوی برکه، رودی خواهد شد به آغوش دریا، و اشکی خواهد شد به روی گونه.ابر می بارد و و محو می شود چونکه عاشق است، عاشق زمین. از او آمده و به او باز می گردد. طاقت دوری ندارد او. دوستت دارم ها را با غرش فریاد می کند و اشک عشق را رو

ادامه مطلب  

بیت ۳۶۹  

ابر است و اعتدال هوای خزانی است

ساقی بیا که وقت می ارغوانی است
 


در زیر ابر ساغر خورشید شد نهان

روز قدح کشیدن و عیش نهانی است


 
ساقی بیا و جام می مشکبو بیار

این دم که باد صبح به عنبر فشانی است


 
می هست و اعتدال هوا هست و سبزه هست

چیزی که نیست صحبت یاران جانی است


 
یاری به دست‌آر موافق تو وحشیا

کان یار باقی است و خود این جمله فانی است
 
وحشی بافقی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1